• پنجشنبه ۲۱ تیر ماه، ۱۳۹۷ - ۱۵:۱۴
  • دسته بندی : فرهنگی و هنری
  • کد خبر : 974-5994-5
  • خبرنگار : ----
  • منبع خبر : ----

خاکسفید...

حمید بابایی از نویسندگان جوان و ترک زبانی است که فعالیت ادبی خود را از نقدنویسی برای مطبوعات در سال 1386 آغاز کرده و رفته رفته با انتشار دو رمان جای خود را در میان نویسندگان نسل جدید باز کرده است. 

اولین رمانش را به نام «پیاده» و با محور قرار دادن موضوع سربازی و پادگان در سال 1394 توسط نشر مروارید منتشر کرد. دومین رمان وی «خاکسفید» نیز در سال 1397 هم‌زمان با نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران چاپ و روانه بازار شد.

به گزارش ایسنا-منطقه اصفهان، شامگاه چهارشنبه جلسه نقد و بررسی این رمان به همت کانون داستان‌نویسی بهانه روایت و با همکاری موسسه فرهنگی ادبی کلک خورشید در خانه خورشید برگزار شد.

در این نشست که با حضور نویسنده اثر و هم‌چنین حضور منقد ادبی و نویسنده اصفهانی سیاوش گلشیری بر پا شد. در ابتدا به معرفی حمید بابایی و سبقه ادبی وی پرداخته شد و در ادامه مخاطبان حاضر در جلسه به ارائه نظرات خود پرداخته و در مورد اثر صحبت کردند.

پس از آن سیاوش گلشیری سخنان خود را با این جمله آغاز کرد که «خاکسفید را اثر عمیقی نمی‌دانم»؛ وی در ادامه صحبت‌هایش ابتدا از حمید بابایی به عنوان منتقدی قابل احترام یاد کرد که «نقدهایش را بیشتر از داستان‌هایش» می‌پسندد و سپس به بحث در مورد رمان «خاکسفید» بر سه محور مکان، روایت اپیزودیک و زبان (لحن) پرداخت. 

به گفته سیاوش گلشیری مکان در ادبیات داستانی یا باید وجه کاربرد روایی داشته باشد و یا حضوری استعاری را تداعی کند، اما محله خاکسفید تهران در رمان حمید بابایی هیچ کدام از این تعریف‌ها را در بر نمی‌گیرد. 

گلشیری سوال می‌کند که «اگر به جای خاکسفید نام هر محله دیگری روی جلد کتاب چاپ شده بود تفاوتی می‌کرد...؟» و در جواب به این سوال اضافه می‌کند که «مکان بودن خاکسفید پرداخت مناسبی نداشته است و تنها با یک ذهنیت نوستالژیک ساخته شده. مکانیت خاکسفید در قالب کلیشه‌هاست که روایت می‌شود و در خدمت داستان و پیش‌برد کنش‌گرانه آن نیست. مکان باید با هویت سوژه در ارتباط باشد به همین سبب است که به دنبال معنا شدن مکان هستیم». 

گلشیری پس از مکان، اشاره می‌کند که رمان را بر سه پایه استوار می‌کنند «شرح دادن، روایت کردن و آشکار کردن. اما در خاکسفید بابایی تنها به شرح دادن اکتفا کرده است، حتئ روایت نمی‌کند و به آشکار کردن ویژگی‌های این محله نمی‌پردازد». درباره روایت اپیزودگونه این رمان نیز گریزی به تاریخچه این نوع از روایت زده و آن را یکی از دستاوردهای ادبیات مدرنیستی دانسته «که بر اساس عدم انسجام، عدم یک‌پارچگی و عدم قطعیت است که شکل می‌گیرد».

 وی می‌افزاید «در فرم اپیزودی قرار بر این نیست که پی در پی به مخاطب اطلاعات داده شود یا سرنخ کلاف‌ها را باز کنیم، بلکه هر اپیزود باید اپیزود قبلی را به چالش بکشد و تضاد خرده روایت‌ها را به وجود بیاورد» اما در این رمان این‌گونه نیست «اپیزودها نه تنها ما را جلو نمی‌برند بلکه در نقطه صفر روایت باقی می‌مانند و صرفا خاطرات را به یاد می‌آورند، خاطراتی که یادآوری‌شان نیز بر پایه کارکرد ذهنی نیست و متکی بر گفتار است یا از طریق دیالوگ و یا به وسیله راوی نویسنده». 

وی در پایان صحبت‌هایش به این نکته اشاره می‌کند که نویسنده اثر در پلات نهایی داستان با مشکل مواجه بوده است.

پس از سیاوش گلشیری نوبت به حمید بابایی رسید تا در مورد رمان و جهان داستان‌نویسی خود سخن بگوید، اما وی بیشتر زمان را به بیان تاثیر مخرب ممیزی بر فعالیت ادبی خود پرداخت و آن را شمایی کلی از وضعیت ادبیات امروز دانست. 

بابایی با اشاره به رد شدن کتاب «نامه‌های ادریس» که درون‌مایه طنز داشته توسط ارشاد، به گوشه‌ای از ممیزی‌های این وزارت‌خانه بر آثار پرداخته می‌گوید «در ممیزی ارشاد می‌آید و یک کلمه را حذف می‌کند، اما کار به این‌جا ختم نمی‌شود، آن‌ها کلمه‌ای را حذف می‌کنند که نویسنده به خاطر آن مجبور باشد یک صفحه کامل از کتاب خود را تغییر دهد.» وی کاستی‌های این اثر را قبول کرده و یکی از دلایل آن را «به خاطر شرایط روحی خود در پی عدم مجوز چاپ کتاب قبلی» می‌داند که باعث شده تا از بازنویسی دوباره این کتاب خودداری کند و ادامه می‌دهد که «تا مدت‌ها به جز مقاله برای مطبوعات و مجلات ادبی چیزی نمی‌نوشتم».

در مورد رمان خاکسفید، اما بابایی هدف اصلی خود را تنها یک چیز می‌داند «نوشتن رمانی خوشخوان. چرا که در اولین اثرم (پیاده) با پرداخت دقیق پادگان ماحصل کار بسیار سخت‌خوان از آب در آمده بود» و در مورد چگونگی شکل‌گیری رمان خاکسفید به چند داستان کوتاه اشاره می‌کند با محوریت این محله که «بعد از خواندن آن‌ها برای تعدادی از دوستان و به پیشنهاد آن‌ها از دل همین داستان کوتاه‌ها این رمان پدید آمد». 

وی گریزی هم به ادبیات اجتماعی معاصر زده و معتقد است که «قدرت‌ها همیشه تلاش کرده‌اند تا ادبیات اجتماعی را به سمت و سویی که خود می‌خواهند سوق دهند و به نوعی آن را نابود کنند تا شرایط اجتماعی را مطلوب جلوه داده و تمامی مسئولیت‌ها را به گردن تک تک افراد جامعه بیاندازند». 

بابایی نگاه خود به محله خاکسفید را هم به عنوان مکان داستانی نشات گرفته از همین دیدگاه می‌داند که خواسته تا «این محله‌ها و جرم و جنایاتی را که در آن رخ می‌دهد بسط داده، به کلیت جامعه تعمیم دهم و نشان دهم که بهترین انسان‌ها نیز در چنین فضاهایی آلوده می‌شوند. که چرا نهادهای اجتماعی هیچ عملی برای بهبود این شرایط انجام نمی‌دهند.»

 او معتقد است که «ادبیات اجتماعی ما سال‌هاست که از بین رفته است».

در آخر، جلسه با خواندن قسمتی از ابتدای رمان «خاکسفید» توسط حمید بابایی به پایان رسید.

انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: