• سه شنبه ۲۴ بهمن ماه، ۱۳۹۶ - ۱۴:۱۱
  • دسته بندی : فرهنگی و هنری
  • کد خبر : 9611-6294-5
  • خبرنگار : ----
  • منبع خبر : ----

يك مترجم:

برگردان اسامي هويت دار با كاركرد هنر غريب است

مترجم "کتاب رکوئیم برای یک راهبه" گفت: بعضی از اسامی هویت دارند و نمی توانیم دست به ترجمه آن بزنیم. یکی از کارکردهای هنر غریب بودن آن است. یعنی قدرت خلاقیت هنر در غرابت آن جای دارد. برگردان بعضی از کلمات به فارسی با کارکرد هنر ناسازگار است.

به گزارش خبرنگار ایسنا_منطقه اصفهان، شاپور بهیان در آیین رونمایی از کتاب "رکوئیم برای یک راهبه" در جهاد دانشگاهي شاهين شهر اظهار کرد: مدت ها بود که فاکنر من را به مبارزه دعوت می کرد. در این مدت وسوسه ای در من شکل گرفت که کتاب رکویئم برای یک راهبه را ترجمه کنم. در این سال ها مداوم به سراغ این کتاب می رفتم، ولی باز آن را کنار می گذاشتم. انگار مانند فاکنر بین ایمان و ناامیدی در جنگ بودم.

وی با بیان اینکه ترجمه کتاب رکوئیم برای یک راهبه به فارسی در حد خشم و هیاهو زمان و کار برده است، افزود: کتاب رکوئیم کتابی است که جایگاه خاصی در آثار فاکنر دارد. از سال 1929تا 1942 فاکنر در اوج خلاقیت هنری خود قرار داشت. حدود 11 رمان نوشت که بعضی از آنها بخشی از شاهکارهای ادبیات داستانی جهان محسوب می شوند، به عنوان نمونه کتاب خشم و هیاهو و یا ابشالوم ابشالوم! را می توان نام برد. اما بعد از این سال ها، فاکنر به دلیل مشکلات مالی و اعتیادش به الکل و کار در استودیو هالیوود برای فیلم نامه نویسی دچار نزول در زمینه خلق و نوشتن شد.

بهیان خاطرنشان کرد: فاکنر بعد از این دوران، تصمیم گرفت یک رمان بلند بنویسد. فاکنر خیال می کرد که این رمان شاهکار او خواهد بود. اسم این رمان را حکایت گذاشت. فاکنر این رمان را در عرض 10 سال نوشت. اما 10 سال زحمت کشیدن برای او چیزی جز ناامیدی باقی نگذاشت. چرا که وقتی این کتاب به بازار عرضه شد با استقبال کمی از طرف منتقدان و خوانندگان مواجه شد. بعد از آن وی سعی کرد کتابی بنویسد که امید خود را برآورده کند.

مترجم "کتاب رکوئیم برای یک راهبه" اضافه کرد: رکوئیم نقطه عطفی در کارهای فاکنر محسوب می شود. زیرا بیانگر تلاش فاکنر برای پیمایش جهانش است. وی در این دوران در حال مبارزه با خود بود. مبارزه ای بین امید به نوشتن یا خلاقیت از بین رفته اش. فاکنر به یکی از دوستانش می گوید "ابتدا كه كنار پنجره مي نشستم مي دانستم چه مي كنم حالا كه مي نشينم مي دانم چه نمي كنم. یعنی می نشینم و منتظر هستم که فرشتگان الهام به یاری من بیاییند". وقتی خوانندگان، رکوئیم را می خوانند به این بیوگرافی نیز توجه کنند. یعنی مبارزه بین ایمان و ناامیدی که فاکنر درگیر آن بود.

وی ادامه داد: شاید بعضی از خوانندگان بپرسند چرا به جای رکوئیم کلمه مرثیه یا آمرزش خوانی استفاده نشده است، در مقدمه همه این موارد را توضیح دادم. من به این دلیل این کار را نکردم که به عنوان نمونه وقتی فیتزجرالد رباعیات خیام را به انگلیسی برگردانند، معادلی برای رباعیات ننوشت و همان واژه رباعیات را به کار برد. یا گوته وقتی با غزل حافظ روبرو می شود کلمه غزل را ترجمه نمی کند و همان غزل را به کار می برد.

بهیان اظهار کرد: بعضی از اسامی هویت دارند و نمی توانیم دست به ترجمه آن بزنیم. یکی از کارکردهای هنر غریب بودن آن است. یعنی قدرت خلاقیت هنر در غرابت آن جای دارد. برگردان بعضی از کلمات به فارسی با کارکرد هنر ناسازگار است. مترجم با این کلمات غریب باید به همان شیوه ای برخورد کند که لازمه ذات آنها است.

سیاوش گلشیری نیز گفت: چیزی که ترجمه را بارز می کند آگاهی به روح زمانه است. در سابقه آقای بهیان پرداختن به مسائل حوزه های تخصصی ایشان یعنی جامعه شانسی به چشم می خورد. اما نگاه ایشان به رمان و داستان در ترجمه هایشان بارز است.

این منتقد ادبی اضافه کرد: رفتن سراغ کار غریب و پیچده ژیل دولوز و فلیکس گوتاری یعنی کتاب کافکا: به سوی ادبیات اقلیت کار پیچیده و مشکلی است. با این حال دو ترجمه دیگر نیز از این کتاب در بازار موجود است اما شاپور بهیان مترجمی است که انتخاب کتاب را نه بر اساس نیاز بازار بلکه با درک روح زمانه انتخاب می کند.

کد خبرنگار: 13017

1445953973591_telisna3.jpg

انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: