• یکشنبه ۶ اسفند ماه، ۱۳۹۶ - ۰۸:۳۰
  • دسته بندی : شهرستانها
  • کد خبر : 9612-3790-5
  • خبرنگار : ----
  • منبع خبر : ----

بگذاریم کودکانمان، کودکی کنند

این روزها که مصوبه شورای عالی آموزش و پرورش مبنی بر حذف آزمون مدارس نمونه دولتی و سمپاد برای ورود به دوره متوسطه اول با اعتراض 160  نماینده مجلس و برخی خانواده ها روبرو شده است، آرزو کردم که ای کاش همه مردم ایران، فیلم "آکیلا و مسابقه کلمات" را ببینند و آنگاه در مقایسه دانش آموزان این فیلم با آنچه در مدارس ما می گذرد، قضاوت کنند.

«آن چیزی که باعث موفقیت من شد، عشق من به مردم بود» این عبارت، آخرین جمله بازیگر کودک فیلم آکیلا و مسابقه کلمات بود که در  آخرین جمعه بهمن، از شبکه تهران پخش شد. داستان فیلم مربوط به «آکیلا» دختر بچه یازده‌ ساله سیاه‌پوستی است که زندگی سختی دارد، پدرش مرده و مادرش هم او را فراموش کرده و برادرش یک خلافکار خیابانی است. ولی «آکیلا» نمی‌خواهد به این شکل زندگی ادامه دهد. او از همان روستای خود در مسابقات هجی کردن کلمات شرکت می کند و معلمش به او کمک می‌کند که استعداد بی نظیرش شکوفا شود. آکیلا روزگار سختی دارد اما با تلاشی که دارد به مرحله منطقه ای و ایالتی و کشوری راه پیدا کرده و سرانجام به حق خود می رسد.

 اما آنچه در این فیلم قابل تامل است، رفتار آگاهانه و عاقلانه این کودک 11ساله است. آکیلا و دیگر دانش آموزان شرکت کننده در این مسابقات هیچ گاه به این مسابقه به معنای رقابت برای حذف نگاه نمی کنند و حتی به یکدیگر کمک می کنند. تا آنجا که در مرحله آخر، وقتی آکیلا صدای پدر دیلین- آخرین رقیب مرحله کشوری مسابقه- را می شنید که می گفت "باید برنده شوی"، تصمیم می گیرد که خود را از دور مسابقات حذف کند و به همین دلیل به اولین سوال خود جواب اشتباه می دهد ولی دیلین که متوجه منظور آکیلا می شود، در همان لحظه به سراغ او رفته و از او می خواهد که برای پیروزی مسابقه بدهد و این چنین می شود که هر دو پابه پای هم مسابقه داده و داوران نیز هر دو را برنده اعلام می کنند.

در بخش دیگری از این فیلم که مربوط به مرحله ایالتی مسابقه است، مادر آکیلا وارد استودیو شده و او را که بی اجازه در مسابقات شرکت کرده، از مسابقه بیرون می کشد تا علت رفتار او را سوال کند. اما رقیبان آکیلا این قدر پاسخ دادن خود را طول می دهند تا اینکه آکیلا دوباره به سن بر می گردد و از اتفاق برنده این دور می‌شود.

در بخشی که مربوط به شب قبل از مسابقه نهایی است، آکیلا و سایر رقیبان در اتاق او جشن برپا می کنند، ولی رقیب اصلی او بنام دیلین در جشن حاضر نشد. آکیلا برای دعوت او به اتاقش می رود. وقتی که پدر دیلین مانع حضورش می شود، آکیلا یک نوشابه مهمانی خود را به دیلین می دهد و به پدر دیلین می گوید که امشب باید شاد باشیم و می رود. این فیلم، سراسر آموزه های تربیتی برای یک زندگی آگاهانه است.

آنها که معتقدند، با این مصوبه جریان نخبه پروری در کشور تعطیل می شود، واقعا چه ملاکی برای این گفته خود دارند؟ آیا دانش آموزانی که به جبر کلاس های تقویتی و آزمون های متعدد، با راه و چاه موفقیت در یک آزمون نیم روزه آشنا شده اند، نخبه هستند و آنها که حتی در مناطقی از  پایتخت که از این امکانات بهره ای ندارند و یا خانواده آنها سرمایه پرداخت هزینه این کلاس ها را ندارند، نخبه نیستند؟

آزمون‌هایی که برای ورود به مراکز آموزشی گرفته می‌شوند، هرچقدر که استاندارد باشد، اما  فقط دو گونه از هوش دانش آموزان را می سنجد و نسبت به دیگر مهارت‌های زندگی از جمله هوش هیجانی آنها غفلت می کند و در مقابل، به تفکیک شهروندان درجه یک و دو  دامن می زند. همان طور که جدا کردن دانش آموزان معلول در مدارس استثنایی به این تفکیک منجر شده است.

برخی نیز نگران هدایت دانش آموزان مدارس سمپاد به مدارس غیر انتفاعی هستند. آنها نیز با مراجعه به این مدارس متوجه خواهند شد که مدارس به اصطلاح استعدادهای درخشان و نمونه دولتی نیز، نیازمند پرداخت شهریه  است و بیشتر در اختیار خانواده‌های متمکن و برخوردار است و بسیاری از دانش آموزان نخبه واقعی در سراسر نقاط کشور از آن بی بهره اند. فقط کافی است که بررسی کنیم که چند نفر از  160 نماینده محترم معترض این مصوبه، تحصیل کرده این مدارس هستند؟ در سال‌های اخیر بخش عمده‌ای از جوایز مسابقات علمی مدارس و دانشگاه ها از جمله جشنواره جوان خوارزمی، در اختیار هنرجویان هنرستان های فنی و حرفه ای است که مدارس تیزهوشان تلقی نمی شود.

ضمن اینکه معترضان محترم، بررسی کنند چند نفر از تحصیل کردگان مدارس سمپاد، امروز در خدمت توسعه کشور هستند و چند نفر از آنها که با سرمایه این کشور رشد و پرورش یافته اند امروز به خارج از کشور سفر کرده و در مراکز علمی به توسعه آن کشورها خدمت می کنند تا کشور ما هم چنان جهان سومی تلقی شود؟

مصوبه عدم برگزاری هر نوع آزمون در دوره ابتدایی گام نخست  برای حذف رقابت های ناصحیح در مدارس و در نهایت حذف رقابت های ناسالم در جامعه آینده است. مهم ترین اثر حذف عوامل رقابت در مدارس، سلامت روانی دانش آموزان است. شکی نیست وقتی که دانش آموز در آزمونی موفق نمی‌شود، احساس ناامیدی و شکست، در وجود او ریشه می کند و سرانجام آن می شود، در هرجا که باشد فقط به انتقام فکر می کند و کودکی را از کودکان ما می گیرد. باور کنیم که دانش آموزان ما باید در مدرسه احساس شادی کنند و آزمون‌های رقابتی، احساس زندگی را از آنها می گیرد.

اگر امروز، اقتصاد ما، یک اقتصاد درمانده شده و اجتماع ما با آسیب های اجتماعی روبرو شده است، چرا دانش آموختگان نخبه و به اصطلاح تیزهوش تاکنون کاری نکرده اند؟ بدون شک یکی از دلایل آن، نظام آموزشی فرسوده و حافظه محور و رقابتی ماست که به جای آسیب شناسی و رفع مشکلات آن، مدام آن را وصله پینه کرده ایم.

ارزیابی کودکان بر اساس نمره، روشی منسوخ در نظام آموزشی و سمی برای پرورش شخصیت کودکان ماست. رقابت هایی که بر سر نمره ایجاد می کنیم، در خیابان و تصادف های رانندگی‌ جلوه می کند، در نابودی محیط زیست و آلودگی‌ هوا خودنمایی می کند. شکاف طبقاتی را بیشتر می کند و مهاجرت نخبگان را افزایش می دهد.

پس بیایید برای پرورش و آموزش کودکانی تلاش کنیم که می خواهند زندگی کنند، نمی خواهند دانشمند شوند، بلکه می خواهند در خدمت همنوعان باشند آن گونه که آخرین پیامبر راستی و درستی فرمود: «خیرالناس، انفعهم الناس.»

نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی، برای نجات نهاد آموزش و پرورش از کسری بودجه موروثی و گلایه های معلمان، یک بار برای همیشه، قانونی بنویسند تا کودکان ما بتوانند در محیط مدرسه زندگی کردن در کنار هم را یاد بگیرند نه اینکه در رقابت دایم بزرگ شوند و خودبرتربینی را تمرین کنند. طرحی پی افکنیم تا  کودکانمان گفت‌وگو کردن، مدارا و نوعدوستی، صبر و گذشت، دوستی با خود و محیط زیست، لذت بردن از زندگی، شاد بودن، اعتماد به خود، اعتماد به دیگران، عزت نفس، خودپنداری مثبت، دوست داشتن، راست گفتن و راست کردار بودن را یاد بگیرند.

اجازه ندهیم که آرزوهای غافل مانده پدرانه و مادرانه خود را در وجود فرزندان امروز انتظار داشته باشیم، باور کنیم که گردش مالی مراکز اقتصادی آزمون سازی و کلاس های آموزشی، هیچ جنبه تربیتی ندارد. اجازه بدهیم، کودکان ما کودکی کنند و مهارت های سبک زندگی را فرا بگیرند و جریان نخبه پروری را به دوران جوانی و دانشگاه بسپاریم. یک بار دیگر آموزه های تربیتی پیامبر (ص) را مرور کنیم که فرمود:«فرزند در هفت سال اول سید و آقاست؛ در هفت سال دوم بنده و فرمانبردار است و در هفت سال سوم مسئول و طرف شور است.»

آن حضرت، ویژگی دومین مرحله زندگی کودک که معادل دوره آموزش متوسطه است را این گونه معرفی می کند: دوره، ادب پذیری،آموزش پذیری، گرایش درونی به پاکی و فضیلت و عدل و انصاف و اَدای امانت و وفای به عهد و راستی و درستی است و نیز فرمود: سفارش می کنم که با جوانان به نیکی رفتار کنید و شخصیت آنها را گرامی بدارید. پس تلاش کنیم تا کودکانمان به جای رقابت کردن با هم، زندگی کردن در کنار هم را یاد بگیرند و آنها را با عنوان های مختلف از یکدیگر جدا نکنیم.

یادداشت از: جلال جلیلی، خبرنگار ایسنا




انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: