• سه شنبه ۲۲ خرداد ماه، ۱۳۹۷ - ۱۰:۴۶
  • دسته بندی : فرهنگی و هنری
  • کد خبر : 973-6294-5
  • خبرنگار : ----
  • منبع خبر : ----

/این کتابی دیگرست از سرّ راز/

به بهانه "تونل" روایتی از فرهاد کشوری

"تونل" چهارمین مجموعه داستان فرهاد کشوری نویسنده متولد میانکوهِ آغاجاری و ساکن شاهین‌شهر پس از «بوی خوش آویشن» 1372، «دایره‌ها» 1382 و «گره کور» 1383 به شمار می‌آید. 

به گزارش خبرنگار ایسنا- منطقه اصفهان، مجموعه "تونل" شامل دوازده داستان کوتاه است که با توجه به تاریخ نگارش انتهای داستان‌ها یک گستره زمانی 20 ساله از فعالیت‌های این نویسنده 69 ساله را در بر می‌گیرد و می‌تواند از این رهگذر شاهدی بر تغییرات نوشتاری این نویسنده در طول زمان باشد؛ قدیمی‌ترین داستان این مجموعه عروسک در شهریور ماه 1373 نگاشته شده و جدیدترین داستان سایه مربوط به آذر ماه 1395 است.

یکی از وجوه آثار پیشین کشوری علاقه به روایت سرگذشت بیوگرافیک افراد سرشناس در قالب داستان بوده است، همان‌طور که رمان «صدای سروش» 1394 به دکتر محمد مصدق و رمان «مردگان جزیره موریس» 1391 (برگزیده جایزه مهرگان ادب) به رضا شاه پهلوی و بخشی از زندگی آن‌ها اختصاص داده شده است.

در مجموعه داستان «تونل» هم این شیفتگی در شکل پرداختن به روحیات و حالات درونی نویسندگان معروف، در آخرین لحظات عمرشان خود را به مَنَصه ظهور می‌رساند؛ آن‌جا که در داستان کابوس به رؤیای بازگشت به وطن غلامحسین ساعدی در آخرین ثانیه‌های حیاتش روی تخت بیمارستانی در پاریس می‌پردازد، آن‌جا که در داستان بیگانه به مسیر طی شده صادق هدایت به سوی اتاقش در کوچه شامپیونه پاریس و خریدن بسته‌های پنبه از داروخانه جهت گرفتن درزها اشاره می‌کند و آن‌جایی که در داستان انکار به سرنوشت ایساک بابل در زندان‌های رژیم استالین و تصفیه‌های خونین خودی‌ها در دستگاه فرهنگ ژدانفی اشاره می‌شود.

اگر بخواهیم از تم غالب بر داستان‌های این مجموعه نام ببریم باید به مؤلفه خواب، رؤیا و یا وهم بپردازیم. از آن‌جایی که بیشتر داستان‌ها در فضاهای بومی روایت می‌شود، گاهی این خواب‌گونگی نزدیک می‌شود به اعتقادات آن منطقه مثل اشاره به افتادن باد در جان کسی در داستان داوود، گاهی هم این حضور دایم خواب و رؤیا با نمادهایی گره می‌خورد مانند به خواب دیدن هر شب ناخدای پرتغالی در بستر روایی که قلعه پرتغالی‌های داستان قلعه مهیا می‌کند، زمانی نمودی از خرافه می‌شود با خواب‌هایی که پیام‌آور مرگ‌اند در داستان یاور و در جایی آرزوها را با خود می‌برد مثل دزدیده شدن رمان نانوشته راوی در خواب، در داستان آواز ققنوس مجنون. 

نکته دیگر در مورد فضای روایت اکثر داستان‌های این مجموعه به راویان آن‌ها بر می‌گردد، جایی که این شخصیت‌ها بیشترشان کارگران یا مهندسانی هستند که از نواحی مختلف برای کار به محیط‌های ناشناخته و غریب پا می‌گذارند و در مقابل آن فضا مجبور به نشان دادن عکس‌العمل از خود می‌شوند و یا در سحر آن گرفتار می‌آیند.

در تمام داستان‌های داوود، تونل، قلعه، تحقیر، سایه و حتی عروسک می‌توان این غریبگی فضا را با شخصیت‌های اصلی به تماشا نشست و این موضوع را درک کرد که داستان‌ها با چه فاصله عمیقی مابین راوی و محیط به پیش می‌رود، انگار که اگر خواننده به پایین نگاهی بیاندازد خود و شخصیت داستانی را دست در دست یکدیگر بر لبه این پرتگاه عمیق برساخته مابین خود و بستر روایی داستان خواهد یافت.

سوال دقیقاً این‌جا شکل می‌گیرد و مطرح می‌شود، دلیل این که مؤلف - برخلاف تجربه‌هایی مانند آن-چه ساعدی در دو مجموعه داستان «عزاداران بیل» و «ترس و لرز» به نمایش می‌گذارد و شخصیت‌های داستان-هایش را از دل همان محیط‌ها و آدم‌ها و بی‌فاصله روایت می‌کند – با ایجاد این فاصله راویانی نظاره‌گر می‌سازد چیست؟ شاید جواب این سؤال در همان سحرشدگی بگنجد و این تدبیر برای دو چندان شدن افسون داستانی باشد که به کار گرفته می‌شود.

یکی از مواردی که به کلیت این مجموعه داستان ضربه وارد کرده است، طراحی پلات بعضی از داستان‌هاست که در کنار روایت افسون‌گر قصه‌ها به پیچیده‌تر شدن و گنگی داستان‌ها افزوده است. در دو داستان سِنجِه و سایه با ناتمامی پلات‌ها مواجه می‌شویم.

در اولی نویسنده به جای کامل کردن قصه، مبنای روایت را بر یک باور قدیمی و عامیانه که نامش از قصه‌های شاهنامه می‌آید می‌گذارد و قصد دارد تا با اشاره و استفاده از آن، حفره‌هایی که در روند  قصه وجود دارد پر کند، حفره‌هایی که می‌تواند برای فرار از ممیزی به صورت خودآگاه و یا ناخودآگاه به وجود آمده باشد و این طفره رفتن از بیانِ اتفاقِ افتاده را به همراه داشته باشد.

در داستان دوم یعنی «سایه» نیز به نظر می‌رسد به خاطر کوتاهی داستان از لحاظ حجمی، این نگفتن از اصل ماجرا به جای ایجاد تعلیق در داستان به سردرگمی مخاطب منجر شده است، شاید نویسنده در چنین فضاهایی بتواند با افزایش کمی داستان و روایت هرچه بیشتر دور و اطراف قصه مخاطب را به آن ناگفته‌ای که بر زبان دارد و نمی‌گوید و یا نمی‌تواند با صراحت بیشتری بیان کند، رهنمود بکند.

در پایان باید به زبان یک‌دست و روان فرهاد کشوری اشاره کرد و این موضوع که در داستان‌های او تغییر زبان روایت را با تغییر پلات‌ها و فضاها و داستان‌ها شاهد نیستیم، بلکه نویسنده هرچه بیشتر تاکید خود را بر بی پیرایگی زبان گذاشته است و تنها شاید در داستان سنجه است که با زبانی عامیانه و محاوره‌ای روبه‌رو می‌شویم که با وجود نواقصی در طراحی پلات یکی از نکات برجسته این داستان قلمداد می‌شود و این خود می‌تواند نمایان‌گر میزان تاثیرگذاری زبانی متفاوت در برجستگی یک داستان باشد.

به گزارش ایسنا؛ مجموعه داستان «تونل» نوشته فرهاد کشوری توسط انتشارات نیماژ در سال 1397 منتشر و در تیراژ هزار و صد نسخه روانه بازار شده است.


انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: