• دوشنبه ۹ مهر ماه، ۱۳۹۷ - ۰۹:۳۹
  • دسته بندی : فرهنگی و هنری
  • کد خبر : 977-2794-5
  • خبرنگار : ----
  • منبع خبر : ----

مثنوی‌خوانی در زیرزمین

مولانا گویی در وطن خویش غریب است

"شعر می‌گفتم، از 17 سالگی و چون شیفته ادبیات بودم، امکان تحصیل در رشته حقوق را رها و ادبیات فارسی را تا کارشناسی ارشد دنبال کردم. از دهه دوم زندگی، پای تئاتر به زندگی من باز شد. نمایشنامه نوشتم، نمایش‌هایی را بازی و یا کارگردانی کردم، عضوی از کانون منتقدان تئاتر ایران شدم و تا امروز وقت خود را وقف ادبیات و تئاتر، این دو هنر فرهنگ‌ساز کردم."

به گزارش خبرنگار ایسنا-منطقه اصفهان، این حرف های وحید عمرانی است که همه توش و توان خود را پای عشق به ادبیات و تئاتر گذاشته و مدتی است که در زیر زمین خانه خود مشغول آموزش شرح مثنوی است.

به بهانه سالروز بزرگداشت مولانا، از او نسبت مثنوی را با زیرزمین خانه می‌پرسم و می‌گوید: بعد از سال‌ها مطالعه تخصصی ادبی و شاگردی در محضر استادانی مثل آقای نوریان که خودشان روزی شاگرد استاد بدیع‌الزمان فروزانفر بوده‌اند، به اهمیت ترویج اندیشه مولانا پی بردم و دانستم در این جامعه شلوغ بی‌دغدغه ماشینی، این شعرها به‌ مثابه غذای روح است و مردم ما تشنه نیوشیدن آن.

تصمیم گرفتم حاصل سال‌ها مطالعه‌ام را با آن‌ها به اشتراک بگذارم و به هرجایی که مراجعه کردم تا امکان تدریس در اختیارم گذاشته شود به در بسته خوردم؛ نه رابطه‌ای داشتم و نه پول کلان.

فکر نمی‌کنم گرفتن مجوز برای تأسیس بانک هم آن‌قدر سخت باشد که گرفتن مجوز برای تدریس مثنوی! تصور کنید مجوزی را هم با کلی بالا و پایین شدن بگیرید، بعد یک‌مرتبه به هر دلیلی باطل می‌شود و اخذ دوباره آن، دیگر نه از گاو نر برمی‌آید و نه از مرد کهن.

به‌هرحال من تصمیم گرفتم تسلیم این جریان نشوم و ندای درونم را لبیک بگویم. به همین دلیل زیرزمین منزلم را هفته‌ای یک روز، در اختیار شرح مثنوی گذاشته‌ام. مخاطبانم را افراد خانواده  و دوستان گران‌مایه تشکیل می‌دهند و اکنون اواسط شرح دفتر اول مثنوی معنوی هستیم. فایل صوتی هر جلسه را هم ضبط می‌کنم و در فضای مجازی منتشر می‌کنم تا هر کس می‌خواهد از آن بهره ببرد؛ چراکه واقفم مردم ما به این بسته‌های کوچک معنوی آرام‌بخش نیاز دارند.

شاعر کتاب "نهنگی در ساحل" می‌گوید: راضی‌ام، اما افسوس هم می‌خورد که چرا پیشه خیلی‌ها به‌جای کار راه انداختن، گره افکندن شده است.

او باور نمی‌کرده برای گفتن از شخصیت عظیمی مثل مولانا این‌همه سنگ ‌سر راهش باشد. ننشسته تا در خانه‌اش را بزنند و بگویند: بیا تدریس کن، رفته و درها را زده و زیرزمین خانه را مشتاق‌تر از همه موسسه‌ها و نهادهایی دانسته که دم از فرهنگ و هنر و ادبیات می‌زنند.

وحید عمرانی که سال 89 در نخستین دوره جشنواره ملی جوان ایرانی از بین پنج هزار نفر، به‌عنوان جوان اول پژوهش ادبیات ایران معرفی شده و مقام سوم بخش طنز و شعر را کسب کرده، دو سال و نیم از عمر و جوانی‌اش را پای شرح 70 غزل شمس مغربی گذاشته و وقتی به نهادی که ویژه تشخیص آثار ارزشمند ملی و حمایت از نشر آن‌هاست مراجعه کرده، شرح 400 صفحه‌ای‌اش را ارزشمند دانسته اما اعلام کرده‌اند حمایت از چنین آثاری در اولویت ما نیست!

او زمزمه می‌کند: اگر شعر هنر ملی ماست پس اولی تر از شرح شعر چیست؟ و نوید می‌دهد، چاپ کتاب "طلوع از مغرب" را که قرار است سه ماه آینده از سوی نشر امیرکبیر منتشر شود. کتابی که هزینه نشر آن نیز توسط خانواده‌اش تأمین‌شده است.

می‌گوید: هشت مهر در قونیه سماع برپاست" و ادامه می‌دهد: "سال 1380 همراه چند تن از دوستان، که مثل خودم شیفته مولانا بودند و با سماع آشنا، به معاون دانشگاه که دکترای ادبیات داشت مراجعه کردیم و گفتیم: امکانش هست ما مثل تئاتر، بیاییم و روی صحنه دانشگاه برای دانشجویان سماع را اجرا کنیم؟ 
اما به گونه اي جواب گرفتيم که منکوب شدیم! آه، مگر ما چه می‌خواستیم؟

امروز روز بزرگداشت مولاناست و در مدفنش قونیه قیامتی ا‌ست؛ اما در موطنش ایران نه سماعی برپاست، نه آن گردهمایی جهانی‌ای که در ترکیه همه ساله برگزار می‌کنند. 

مولانا هم گویی در وطن خویش غریب است.

من به عنوان یکی از عاشقان او و شارح آثارش، این روز خجسته را به تمامی دوستداران و شیفتگان ادبیات، تصوف و عرفان ایران شادباش می‌گویم. امید است بتوانیم از رهروان و ادامه دهندگان راه آن اعجوبه‌ی جامعه‌ بشری و افتخار تمامی اعصار نوع انسان‌ باشیم."


انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: