• دوشنبه ۹ مهر ماه، ۱۳۹۷ - ۱۸:۰۸
  • دسته بندی : اجتماعی
  • کد خبر : 977-2290-5
  • خبرنگار : ----
  • منبع خبر : ----

زبان تنها راه ارتباط نیست+فیلم

روز جهانی ناشنوایان با خود یک پیام دارد، "زبان" تنها راه ارتباط نیست. و شاید راه خوبی هم برای ارتباط نباشد. گاهی دست‌ها، ابزار بهتری برای ارتباط می‌شوند. دست‌هایی که فریاد نمی‌کشند و گرم‌اند. روز جهانی ناشنوایان یادآور این حقیقت است که می‌شود بی‌صدا، کنار هم بود و یکدیگر را دوست داشت. می‌شود نگاه کرد و عاشق شد.

به گزارش ایسنا- منطقه اصفهان، هشتم مهرماه، برابر با سی‌ام سپتامبر، روز جهانی ناشنوایان نام‌گذاری شده است تا به ارتقای فرهنگ ارتباط با ناشنوایان منجر شود. زبان اشاره، زبانی بین‌المللی است که موجب می‌شود ناشنوایان سراسر جهان، فارغ از فرهنگ و تیره و نژاد با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.

سازمان جهانی بهداشت می‌گوید در سال 2018 نزدیک به 475 میلیون نفر در سراسر جهان به کم شنوایی و ناشنوایی مبتلا هستند و این آمار نشان می‌دهد ناشنوایان بزرگترین اقلیت جهان از منظر معلولیت هستند. ایران فراتر از نرمال جهانی درگیر این معلولیت نیست اما برخی استان‌ها از جمله کهگیلویه و بویراحمد، کرمانشاه و فارس به دلیل ازدواج فامیلی بیشتر از نرمال درگیر این معلولیت می‌شوند.

ناشنوایان انجمن دستان پویا، علاوه بر اینکه در طول سال دوستان صمیمی‌ای با یکدیگر هستند و خود را یک خانواده می‌دانند، هرساله در روز جهانی ناشنوایان کنار یکدیگر جشنی کوچک می‌گیرند تا ارتباط گرم میان خود را محکم‌تر کنند.


مسعود، پدر و مادر خود را خیلی زود از دست داده. در هنرستان رشته برق را انتخاب کرده و امروز دیپلم برق گرفته است. او در رشته خود مشغول به کار است و کاروکاسبی خوبی دارد. زهرا، همسر مسعود، خانم خانه است که مسعود و زندگی‌اش را دوست دارد. مادر زهرا نیز سال‌ها پیش فوت کرده است. حاصل این ازدواج علی‌اکبر دو ساله است. "خدا را شکر فرزندمان سالم است"، این را مسعود می‌گوید و علی اکبر را در آغوش می‌گیرد.


زهرا و شهروز سه سال پیش از این با یکدیگر آشنا شده‌اند و امروز یک سال است ازدواج کرده‌اند. زهرا می‌گوید "برای همیشه در کنار هم خواهیم بود". هردو شیطنت می‌کنند و به قول دوستانشان، خدا خوب در و تخته را با هم جور کرده. شهروز با زبان اشاره می‌گوید همسرش را خیلی دوست دارد.


زهرا امسال کنکور نداده اما خود را برای سال آینده آماده می‌کند. می‌گوید زندگی برای ناشنوایان قدری سخت است. "وقتی در اتوبوس یا بیرون از خانه هستم اگر ببینند ناشنوا هستم به من خیره می‌شوند و این نگاه‌ها را نمی‌توانم تحمل کنم". به همین دلیل می‌گوید بیرون از خانه سعی می‌کند ساکت بماند و صحبت نکند. زهرا خیاطی می‌کند، مقام اول سرود ناشنوایان دارد و تئاتر هم کار کرده. گاهی نیز دستی به نقاشی می‌برد.


ویدا مادرزادی ناشنوا بوده اما عمل جراحی کاشت حلزون انجام داده است. هنرمند است. میناکاری و شمع‌بافی می‌کند. با خنده می‌گوید وقت‌های خالی‌اش را برای شوهرش آشپزی می‌کند. مسعود با خنده می‌گوید همان روز که ویدا را دیدم، پسندیدم. مسعود درس را تمام کرده و در حرفه ام دی اف و چوب‌بری فعال است.


مرضیه می‌گوید مشکل ژنتیکی پدر و مادرش موجب شده که ناشنوا به دنیا بیاید. خواهر مرضیه هم ناشنوا به دنیا آمده است. در دانشگاه رشته عکاسی خوانده و فوق دیپلم گرفته. دو ماه پیش از این با محمد ازدواج کرده. محمد هنگام تولد سالم بوده اما در سن دو سالگی به خاطر سقوط از پله و ضربه‌ای که به پشت سرش خورده شنوایی‌اش را از دست داده. "باز هم خدارو شکر سالم هستم". می‌گوید مدرسه مناسب ناشوایانی که در آن درس خوانده را به سختی پیدا کرده. رشته برق خوانده اما بعد از فارغ‌التحصیلی مدت زیادی را بیکار بوده. به تازگی در یک شرکت کاری پیدا کرده و می‌گوید تلاش خواهد کرد در آن پیشرفت کند.


"در سن پنج سالگی به خاطر تزریق واکسن اشتباه ناشنوا شدم اما هیچ اشکالی ندارد و من ناامید نمی‌شوم". علی سال 1388 دیپلم گرفته و از دانشگاه خوراسگان فارغ‌التحصیل شده. او امروز به شکل حرفه‌ای قلمزنی، نقاشی و معرق کار می‌کند و خود را در این حرفه‌ها با تجربه می‌داند. 

روایتگری از نیما آتش و عماد نعمتی

انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: