• شنبه ۱۵ دی ماه، ۱۳۹۷ - ۱۰:۰۸
  • دسته بندی : سیاسی
  • کد خبر : 9710-3892-5
  • خبرنگار : ----
  • منبع خبر : ----

تاکید بر خروج شاه از ایران در "گوآدلوپ"

در چنین روزی 15 دی ماه 1357 سران کشورهای آمریکا، آلمان، انگلستان و فرانسه در گوآدلوپ گرد هم آمدند تا در خصوص مسائل مهم از جمله آینده شاه ایران رایزنی کنند.

در روز 4 ژانویه 1979 مصادف با 15 دی‌ماه 1357 سران چهار کشور آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان(کارتر، کالاهان، ژیسکار دستن، اشمیت) در یک گردهمایی غیررسمی در "گوآدلوپ" به مذاکره پرداختند. موضوع مذاکرات، انقلاب ایران، جنگ کامبوج، خشونت در آفریقای جنوبی، نفوذ روز افزون شوروی در خلیج فارس، کودتای افغانستان و ناآرامی‌های ترکیه بود. کنفرانس به میزبانی والری ژیسکار دستن - رئیس‌جمهور وقت فرانسه در جزیره گوادلوپ که یکی از شهرستان‌های فرادریایی فرانسه در دریای کارائیب است، برگزار شد.

کنفرانس گوآدلوپ در 7 ژانویه به کار خود پایان داد و خبرگزاری‌ها اعلام کردند که رهبران چهار کشور درباره مسائل ایران و سرنوشت شاه به توافق رسیده‌اند. یونایتند اینترنشنال نوشت" شاه ایران در حالی که چشم به راه پاسخ ایالات متحده آمریکا است باید سرانجام تصمیم بگیرد که در ایران بماند یا به مرخصی که ممکن است منجر به پایان سلطنتش شود برود. امریکا به خاطر مخالفت‌های روز افزون و همه‌جانبه مردم ایران نمی‌تواند از او حمایت کند."

بررسی اسناد و نیز خاطرات سیاسی سران کشورهای شرکت‌کننده که طی سال‌های بعد از اجلاس گوآدلوپ انتشار یافت نشان می‌دهد که تصمیم درباره آینده محمدرضا شاه و لزوم خارج شدن از ایران پیش از کنفرانس گوآدلوپ یعنی در جلسات روزهای 28 دسامبر 1978 و 3 ژانویه 1979 در کمیته مخصوص هماهنگی و شورای امنیت ملی کاخ سفید اتخاذ شده و به وسیله سفیر آمریکا در تهران به شاه ابلاغ شده بود. سپس این تصمیم از سوی سران کشورهای انگلیس، فرانسه و آلمان در مذاکرات گوآدلوپ مورد تائید قرار گرفت.

نکته دیگری که با بررسی اسناد مربوط به مذاکرات کنفرانس گوآدلوپ در مورد ایران آشکار می‌شود این است که رییس جمهوری آمریکا و نخست‌وزیر انگلیس معتقد بوده‌اند که کار شاه تمام است و باید از ایران خارج شود. جیمی کارتر خلاصه مذاکرات درباره اوضاع ایران و آینده شاه را این‌گونه روایت کرده است؛

"...طی مذاکرات طولانی که درباره مسائل جهانی در گوآدلوپ داشتیم متوجه شدم سه رهبر دیگر پشتیبانی چندانی از شاه نمی‌کنند. آن‌ها در فکر تشکیل یک دولت غیرنظامی بودند و همگی می‌گفتند شاه هر چه زودتر باید برود. همچنین در مورد انسجام و قدرتمند ماندن نیروهای مسلح با من هم عقیده بودند و هیچ یک از انقلاب اسلامی پشتیبانی نکردند..."

همچنین والری ژیسکاردستن- رییس جمهور فرانسه جریان مذاکرات کنفرانس گوآدلوپ را پیرامون اوضاع ایران این‌گونه توصیف می‌کند؛

"... من از جیم کالاهان(نخست وزیر انگلیس) درخواست کردم نظریات خود را درباره ایران بیان کند. وی اوضاع را واقع بینانه تحلیل کرد و گفت: کار شاه تمام است و راه حلی برای تغییر اوضاع وجود ندارد. مردان سیاسی موجود نفوذ و اعتبار چندانی ندارند، بسیاری از آن‌ها با رژیم موجود همکاری و سازش داشته‌اند. اینکه ارتش بتواند نقش جایگزین ایفا کند مورد سؤال است زیرا تجارب سیاسی ندارد و به وسیله افسرانی اداره می‌شود که نسبت به شاه وفادارند.

جیمی کارتر نیز گفت: اوضاع ایران بسیار آشفته است، شاه دیگر نمی‌تواند دوام بیاورد. مردم ایران دیگر او را نمی‌خواهند و از این پس دولتی که حاضر باشد با او کار کند وجود ندارد. با این حال ما احساس نگرانی نمی‌کنیم، زیرا ارتش و نظامیان هستند. آن‌ها قصد دارند بر اوضاع مسلط شوند. بسیاری از فرماندهان ارتش ایران در مدارس ما تحصیل کرده‌اند و فرماندهان ارتش ما را می‌شناسند، حتی آن‌ها را با نام کوچکشان صدا می‌زنند.

ژیسکار دستن می‌گوید، برای من شنیدن این سخنان از سوی کارتر باورکردنی نبود. آیا امکان داشت بحران ایران را با این‌گونه روابط دوستانه افسران حل کرد؟ آیا خودمانی بودن روسای نظامی دو کشور می‌توانست آینده مطمئن و تزلزل ناپذیری را برای ما تأمین کند؟

جیمی کارتر که متوجه حیرت و شگفتی من شده بود با خوش باوری طبیعی‌اش گفت: بله!... مطمئن باشید که آن‌ها با یکدیگر دوستی صمیمانه دارند. من این موضوع را در برخوردهای ژنرال‌هایمان با آن‌ها متوجه شده‌ام."

شاه مخلوع مدعی است که از ماه دسامبر فشار برای بیرون رفتن او از ایران شروع شد. مدت چند هفته درباره مسافرت او به خارج بحث شد و سرانجام در کنفرانس گوآدلوپ به پیشنهاد آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان با اخراج او از ایران موافقت کردند:

شاه می‌گوید"... از ماه دسامبر فشار برای بیرون رفتن من از کشور شروع شد. طی چند هفته مذاکره بر سر تشکیل یک دولت ائتلافی شرط اولیه عزیمت من به خارج برای استفاده از تعطیلات بود. چند تن از خارجیان به‌عنوان بازدید به ایران آمدند و از من درخواست کردند از کشور خارج شوم. در همین زمان رییس جدیدی برای پایگاه سیا در تهران فرستاده شد. او بی‌آنکه تجربه‌ای در امور ایران داشته باشد از توکیو به تهران منتقل شد. چرا دولت امریکا کسی را که سابقه و تجربه در امور کشور من نداشت در جریان بحران به ایران فرستاد. به گمانم در کنفرانس گوآدلوپ، فرانسه و المان با پیشنهاد انگلیس و امریکا در اخراج من موافقت کردند. کنفرانس گوآدلوپ به منزله" یالتای خاورمیانه" بدون حضور شوروی بود. در همان زمان والری ژیسکاردستن، رییس جمهوری فرانسه یک فرستاده شخصی که به او خیلی نزدیک بود برای مذاکره با من به تهران فرستاد..."

به‌خوبی روشن می‌شود دوستان قدیمی محمدرضا شاه زمانی که با سیل خروشان انقلاب مردم ایران روبرو شدند دریافتند که دیگر شاه یک مهره سوخته برای آنان است و باید به فکر گزینه دیگری برای ایران باشند تا از طریق آن فرد بتوانند منافع خود را تأمین کنند. کسانی که 37 سال از محمدرضا شاه حمایت بی‌چون و چرا کرده بودند و کودتای 28 مرداد 1332 را ترتیب داده بودند اینک پشت او را خالی کردند تا محمدرضا شاه خود بفهمد که دیگر نمی‌تواند در ایران بماند.کنفرانس گوآدلوپ درست 11 روز قبل از خروج شاه از ایران برگزار شد.

غرب که متمایل بود با کمک ارتش ایران یک دیکتاتوری نظامی در ایران بر سر کار بیاورد یا حداقل دولتی سر کار بیاورد که حامی آمریکا باشد نمی‌دانست که انقلاب اسلامی اجازه عملی شدن این توطئه شوم را به آن‌ها نمی‌دهد. امام خمینی(ره) بعد از 15 سال تبعید در روز 12 بهمن 1357 به میهن بازگشتند و انقلاب اسلامی 10 روز بعد از ورود ایشان به پیروزی رسید و نظامی شاهنشاهی در ایران بعد از 2500 سال سقوط کرد.

یادداشت از؛ سید حبیب الله وکیل زاده- کارشناس ارشد تاریخ

منبع: نجاتی،غلامرضا(1373): تاریخ سیاسی بیست و پنج ساله ایران از کودتا تا انقلاب،جلد دوم،تهران،موسسه خدمات فرهنگی رسا.


انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: