• جمعه ۱۴ تیر ماه، ۱۳۹۸ - ۰۹:۵۲
  • دسته بندی : فرهنگی و هنری
  • کد خبر : 984-5594-5
  • خبرنگار : ----
  • منبع خبر : ----

به بهانه روز قلم؛
وقتی زن باشی و پیشه‌ات، نوشتن باشد

دلی پر گلایه دارند؛از اینکه به انزوا کشیده شده‌اند، از اینکه در برنامه‌ها و فعالیت‌های فرهنگی به آثار آنان توجه نمی‌شود، از اینکه ناشران، کمترین بها را برای آثار آنان در نظر می‌گیرند و این، تنها بخشی از شکوه‌های سه زنِ اهل‌قلم است.

به گزارش ایسنا- منطقه اصفهان،امروزه شعار، یا رسالت همه دولت‌ها، افزایش مشارکت زنان در تمامی عرصه‌ها است و از این امر به‌عنوان یکی از شاخص‌های ارتقای سرمایه اجتماعی یاد می‌شود؛ اما نه نهادی مسئول شنیدن حرف‌های زنان نویسنده، به‌عنوان یکی از محورهای مهم توسعه فرهنگی و اجتماعی است و نه کسی مأمور برطرف کردن مشکلات آنان.
 آنچه در گزارش پیش رو می‌خوانید، شرح گفت‌وگوی ایسنا، با سه نویسنده زن است:

فریده شمس، از دوران دبیرستان، نوشتن را شروع کرده و اولین کتابش را در سال 1395 با عنوان «عزیز خان» به چاپ رسانده است. او معتقد است که نویسندگی برای زنان، به‌مراتب، دشوارتر از نویسندگی برای مردان است به‌ویژه که زن، متأهل هم باشد و آن‌وقت است که باید بعد از رسیدگی به خانواده و امورات آنان، از وقت استراحت و تفریح خود بزند تا بتواند همچنان یک نویسنده باشد. «نوشتن برای یک زن متأهل مثل گوش کردن به تیک‌تاک ساعت در یک اتاق شلوغ است.» 

شمس، «عزیز خان» را در همه آن ساعت‌هایی نوشته که وقت استراحتش بوده.« بسیاری از همکاران نویسنده‌ام، که از قضا مرد هستند، زمانی که می‌خواهند داستانی بنویسند دیگر نگران تهیه و طبخ غذا و نظافت خانه و تربیت و تکالیف فرزندان نیستند و جمع این دغدغه‌ها با نوشتن، برای زنان، خسته‌کننده و دشوار است.»

نویسنده رمان «عزیز خان» به خبرنگار ایسنا می‌گوید: نفسِ نوشتن، در کنار آن‌همه مسئولیت، برای زنان مشکل است اما آزاردهنده و تلخ اینکه اثرشان نسبت به اثر یک مرد، همیشه دست‌کم گرفته می‌شود. خاطرم هست که وقتی «عزیز خان» را پیش ناشران می‌بردم چگونه برخورد می‌کردند تا به من بفهمانند که نوشته‌ام برای آن‌ها هیچ ارزشی ندارد و اگر یک اثر خارجی را ترجمه کرده بودم خیلی بهتر بود! هیچ‌کس مخالف ترجمه کتاب نویسندگان مختلف جهان نیست، اما انتظار می‌رود به نویسندگان داخلی هم به همان اندازه توجه داشته باشیم چون بالاخره فرهنگ، رسوم و فضای داستانی یک ایرانی، برای هم‌وطن خود خیلی آشناتر است و با آن ارتباط بهتری برقرار می‌کند.

شمس، بزرگ‌ترین مشکل نویسندگان زن را این می‌داند که ناشر، امر پخش و فروش کتاب را بر عهده خود آنان می‌گذارد. « ناشر، کتاب را چاپ می‌کند ولی هیچ تعهدی برای پخش و فروش کتاب ندارد! وقتی «عزیز خان» من منتشر و مسئولیت پخش و فروش به‌صورت خودکار به من واگذار شد، مجبور شدم کتاب‌هایم را بردارم و به کتاب‌فروشی‌ها و مراکز مختلف ببرم اما شرکت‌های پخش کتاب، آن‌قدر سهم بالایی از فروش می‌خواستند که ترجیح دادم کتابم را توزیع نکنند.»

«حتی ممیزی اثر یک زن هم بیشتر از ممیزی اثر یک مرد است!» او با بیان این جمله تصریح می‌کند: توصیف شخصیت و ظاهر یک مرد در داستان امری عادی است اما توصیف شخصیت و ظاهر یک زن محکوم به سانسور می‌شود. ارتباط نویسنده با خواننده، مثل ارتباط میزبان و مهمان است؛ همان‌طور که میزبان، برای ارتباط با مهمان خود باید درباره یک مسئله مشترک حرف بزند، نویسنده هم باید در انتخاب و توصیف شخصیت‌ها چنین عمل کند اما وقتی نمی‌تواند به‌خوبی شخصیت زن داستانش را توصیف کند آن ارتباط میزبان و مهمان هم از دست می‌رود.

شمس، با تأکید بر اینکه زنان نویسنده در برنامه‌های فرهنگی و تجلیل‌ها به انزوا محکوم شده‌اند، ادامه می‌دهد: معتقد نیستم که باید تجلیل از خانم‌ها مقدم بر تجلیل از آقایان باشد بلکه اصرار دارم که در تجلیل‌ها به تخصص و کیفیت کار توجه کنند نه جنسیت.

مریم صابری، فعال فرهنگی و شاعر، از دوران نوجوانی به سرودن شعر و نوشتن داستان کوتاه علاقه داشته و اولین مجموعه شعرش به نام «فصل بی پرنده» در سال 1390 و دومینِ آن، با نام «زنی دیگر» در سال 1396 چاپ‌شده است. صابری به خبرنگار ایسنا می‌گوید که گرانی هزینه چاپ و پخش کتاب، میل به چاپ آثارش را از او  گرفته و دیگر تصمیم گرفته برای دل خودش بنویسد. «در این دوره و زمانه، نویسندگی برای زنان، خیلی سخت و دشوار است. نویسندگان زن همیشه در نوشتن با خط قرمزها و تهمت‌هایی روبرو هستند و اجتماع، برای زنان شاعر، دوز بالاتری از این خط قرمزها را تجویز می‌کند. من ازاین‌دست مشکلات زیاد داشته‌ام و برای شعرهای عاشقانه‌ام باید جواب پس می‌دادم که واقعاً این حس را تجربه کرده‌ام یا نه؟! توضیح اینکه شاعر حتماً نباید همه‌چیزهایی را که می‌سراید، تجربه کند نیز مشکلی را حل نمی‌کند.

«حاصل این ایرادها و تهمت‌ها، انزواست.» او با بیان این جمله ادامه می‌دهد: فعالیت‌های فرهنگی‌ای مثل سرودن و نوشتن برای زنان، به‌ویژه زنان شهرستانی سخت است و من از نزدیک بارها شاهد بی‌مهری‌های فراوان بوده‌ام و با خودم گفته‌ام از این جنب‌وجوش و سرودن و نوشتن دور می‌شوم اما هر بار، علاقه، دوباره مرا سر جای اولم برگردانده و معلوم نیست که این علاقه، بر تصمیم به انزوای چند درصد از زنانی چون من،غلبه کرده باشد.

صابری معتقد است که تجلیل مختص آن دسته از اشعار آقایانی شده که زبانی کهنه دارند و به سبک قدما شعر می‌سرایند. «زنان شاعر، در برگزاری برنامه‌های فرهنگی بیشترین مشارکت را دارند اما وقت تجلیل و معرفی و سخنرانی که می‌رسد فراموش می‌شوند. اسم جامعه مدرن روی ماست اما هنوز تبعیض‌های کهنه جنسیتی را رها نکرده‌ایم و به همین دلیل در حق زنان نویسنده و شاعر به‌ویژه در شهرستان‌ها خیلی اجحاف می‌شود. ما به‌اندازه کافی برای چاپ آثارمان مشکل داریم و این باندبازی‌ها و اجحاف‌های مردانه، به‌مرور دلسردمان می‌کند.»

نظر حدیث رسولی نویسنده کتاب «شروع زندگی با دو تماس بی‌پاسخ» اما متفاوت است. او مشکلات نویسندگی را مختص زنان نمی‌داند و به خبرنگار ایسنا می‌گوید: «بها ندادن به زنان نویسنده فقط مختص تازه‌کارها نیست بلکه، گلی ترقی، زویا پیرزاد و دیگر نویسندگان مشهور زن ما نیز حتماً چنین مشکلاتی را تجربه کرده‌اند اما اگر بخواهیم به‌صورت کلی درباره مشکلات نویسندگان حرف بزنیم، باید بگویم که مردان و زنان ما، هر دو در بحث نویسندگی با مشکلات زیادی دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

او  اولین مشکل پیش روی نویسندگان را نبود کلاس‌های داستان‌نویسی بر اساس تجربه و سطح افراد می‌داند و عدم سطح‌بندی را عامل بی‌کیفیتی و خسته شدن هنرجویان از این کلاس‌ها عنوان می‌کند.

نویسنده کتاب «پزشک، منتظر ما می‌ماند» ادامه می‌دهد:  دومین و شاید مهم‌ترین مشکل نویسندگان، وجود محدودیت‌هاست. نویسنده زمانی می‌تواند شاهکار خلق کند که محدودیتی نداشته باشد و دلیل موفقیت نویسندگان بین‌المللی هم همین است اما نه‌تنها نوشته‌های ما در کتاب‌ها مورد سانسور قرار می‌گیرد که حتی مصاحبه‌های ما نیز در رسانه‌ها سانسور می‌شود! و این سانسور، باعث خاموشی است.

رسولی، با بیان اینکه نویسندگی در کشور ما شغل محسوب نمی‌شود، تصریح می‌کند: هنوز بیمه نویسندگان در هاله‌ای از ابهام است و اغلب آنان بیمه‌ای ندارند. حق تألیف بسیار ناچیز و در خوش‌بینانه‌ترین حالت 10 درصد است! خب، نویسنده‌ای که تمام وقتش را برای نوشتن صرف کرده و اموراتش با همین نویسندگی می‌گذرد باید چقدر کتابش بفروشد تا با این حق تألیف بتواند زنده بماند و زندگی کند؟ حال آنکه در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته مثل آلمان برای نویسنده حقوق ثابت در نظر گرفته می‌شود.

نویسنده « گلوله آخر» عدم‌حمایت دولت از نویسندگان را باعث تأسف می‌داند و می‌گوید:  طبق آیین‌نامه جشنواره‌ها اگر کتابی در جشنواره‌ای، رتبه نخست را کسب کند، دولت موظف است آن کتاب را چاپ کرده و حق تألیف آن را به نویسنده پرداخت کند. در بسیاری از جشنواره‌ها کتاب چاپ می‌شود اما حق تألیف آن به نویسنده پرداخت نمی‌شود. حداقل دو کتاب از من در جشنواره‌ای مثل جشنواره خانواده در سال 1393 و 1395 چاپ‌شده اما با وجود رسیدن به چاپ دوم و سوم، حق تألیف آن هنوز به من پرداخت نشده است.

به گزارش ایسنا، امید می‌رود که با تحقق شعار « افزایش مشارکت زنان»، مشکلات آنان در حوزه نویسندگی نیز مدنظر قرار گرفته و البته، مرتفع شود.

گزارش از کوروش دیباج، خبرنگار سرویس فرهنگ و هنر ایسنا- منطقه اصفهان


انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: