• جمعه ۱۴ تیر ماه، ۱۳۹۸ - ۱۴:۵۷
  • دسته بندی : فرهنگی و هنری
  • کد خبر : 984-5894-5
  • خبرنگار : ----
  • منبع خبر : ----

کاری که فقر با هنر می‌کند... + فیلم

محمدعلی موسوی فریدنی، سیاوش گلشیری و سلمان باهنر، در نشست «داستان‌نویسی اصفهان» درباره موضوعاتی مثل «تأثیر فقر بر نویسنده و مخاطب»، «اهمیت جُنگ اصفهان» و «ضرورت تعیین معیاری برای قضاوت درباره ادبیات داستانی » سخنانی را بیان کردند.

به گزارش خبرنگار ایسنا-منطقه اصفهان، محمدعلی موسوی فریدنی، در این نشست که 13 تیرماه توسط کانون بهانه روایت در خانه خورشید برگزار شد با بیان ویژگی‌های اقلیمی ایران گفت: بسیاری از عقب‌ماندگی‌ها و عدم توسعه‌ای که امروز گرفتار آن هستیم را نباید گردن اقوام و دشمنانی مثل مغول بیندازیم. اگر تاریخ را به‌درستی مطالعه کنیم درخواهیم یافت که ما خودمان برای خودمان مغول بوده‌ایم!

وی ادامه داد:  وقتی مغول‌ها به کاشان حمله کردند، اصفهان به مغول حمله نکرد، بلکه دو گروه مخالف «آل خنجد» و «آل صائب» به کاشان رفتند و به مغولان گفتند به شرطی که آن یکی گروه را شکست بدهی ما کاشان را  تسلیم می‌کنیم و متأسفانه این کار را هم کردند. قرن هشتم، ابن‌بطوطه از اصفهان رد می‌شود و در کتابش می‌نویسد بین این دو گروه، چنان جنگ ‌ودعوا درگرفته که نیمی از شهر ویرانه شده بوده است. 

کاری که فقر با نویسنده و مخاطب می‌کند

این منتقد، فقر را عامل عقب‌ماندگی رشد ذهنی دانست و گفت: فقر باعث می‌شود شعور در حد نازل و متوسط ثابت بماند و رشد نکند. فقر هنرپرور نیست، بلکه دشمن هنر است. فقر باعث انحطاط هنر می‌شود درست برخلاف نان مفت که هنر را پدید می‌آورد! کسی که مجبور است تا هشت شب‌ کار کند و فقط یک ساعت برای مطالعه وقت دارد، چگونه می‌تواند هنرمند باشد؟

موسوی فریدنی تصریح کرد: اگر حافظ، مدافع و اسپانسری نداشت، چانه‌گیر نانوایی می‌ماند.  تا ثروت زیاد نشود، گروه‌های جدید، گروه‌های قدیم را سرکوب می‌کنند و یک طبقه، چند نسل، در خودش درجا می‌زند.

چرا تا به حال نوبل ادبی نگرفته‌ایم؟


وی افزود: بحث ما بحث مخاطب است. ما مخاطب نداریم و سطح مخاطبی هم که داریم، نازل است به همین دلیل تابه‌حال نتوانسته‌ایم یک نوبل ادبی را از آن خود کنیم.

این منتقد ادبی، با رجوع به بحث فقر و مشکلات ناشی از آن اظهار کرد: فقر، سلیقه ما را به یک سلیقه عامی تبدیل می‌کند و سلیقه عامی هیچ‌وقت به ظرافت و پیچیدگی نمی‌رسد. من از سانسورهای وزارت ارشاد هیچ‌وقت انتقاد نمی‌کنم چون اگر او هم این کار را نکند ما خودمان این کار را انجام می‌دهیم. بزرگ‌ترین سانسور در واقع در نهاد خانواده اتفاق می‌افتد و وزارت ارشاد هم با تکیه ‌بر همین امر، کارش را ادامه می‌دهد.

اصفهان تحمل روشنفکران خودش را ندارد

موسوی فریدنی با بیان اینکه اصفهآن‌همه روشنفکران خود را فراری داده گفت: رفتارهای اشتباه ابوالحسن نجفی، هوشنگ گلشیری و ...  را از اصفهان فراری داد و در یک‌کلام می‌توان گفت که اصفهان تحمل روشنفکر خودش را ندارد با او می‌جنگد و او را فراری می‌دهد. جمال‌زاده و طبیب اصفهانی هم بیخود اصفهان را ترک نکردند. آن‌ها متوجه شده بودند که اصفهان، سنتی‌ترین شهر ایران است.

وی تأکید کرد: متأسفانه امروز داستان‌هایی نوشته می‌شود که متعلق به عهد بوق است و مدرنیسم و جریان سیال ذهن در آن جایگاهی ندارد. 


شباهت ادبیات داستانی اصفهان به کارخانه‌های ماشین‌سازی ایران

 سیاوش گلشیری نیز در این نشست اظهار کرد:  وقتی درباره مسئله بوم، مکان و جغرافیا صحبت می‌شود باید این موضوع برایمان روشن باشد که وقتی نویسنده‌ای به مکانی می‌رود نباید از او انتظار داشته باشیم بر اساس همان مرزوبوم بنویسد.

این مدرس داستان‌نویسی، با اشاره به اهمیت جنگ اصفهان گفت:  مرکزیت زدایی مهم‌ترین کاری بود که جنگ اصفهان کرد. این جنگ، ادبیاتی که در تهران در دست افرادی مثل شاملو و... بود به چالش کشید و جوانان شناخته‌نشده با انتشار مجله این جنگ موجی را ایجاد کردند که هنوز هم بعد از گذشت سال‌ها تأثیر آن را در ادبیات امروز می‌توان حس کرد.

گلشیری با طرح این سؤال که جنگ اصفهان حاصل چه بود؟ ادامه داد: به گمان من این جنگ حاصل جو سیاسی حاکم بود و امروز، در سال 1398 باید بگویم که فضای داستان‌نویسی ما نسبت به فضای جنگ اصفهان به سمت نوعی بی‌سوادی رفته است. هم‌اکنون ادبیات داستانی اصفهان، مثل کارخانه‌های ماشین‌سازی ایران فاقد تولید و تنوع و نوآوری است.

وی افزود: متأسفانه اکثر نویسندگان زن اصفهان، امروز به دنبال این هستند که خود را به‌زور در گروه‌ها و کانال‌های مختلف تلگرامی، داستان‌نویس معرفی کنند تا نشان بدهند که ما هستیم و زور هم داریم اما این کارها فاقد دغدغه ادبیات است و اصفهان، برعکس روزگاری که مرکز زدایی می‌کرده اکنون دارد در جهت منافع مرکز حرکت می‌کند.

نویسنده کتاب «مثل کسی که از یادم می‌رود» با تأکید بر اینکه ادبیات دیگر مسئله ما نیست گفت: مسئله امروز ما به نمایش گذاشتن خودمان است. مؤسسات فرهنگی و آموزشگاه‌ها برای تدریس داستان‌نویسی هزینه‌ای بسیار کمی به مدرس پرداخت می‌کنند اما بااین‌حال ما به‌عنوان مدرس، تمام‌وقتمان را برای آموزش نسل جدید صرف می‌کنیم با این افق دید که تربیت داستان خوان حرفه‌ای از تربیت داستان‌نویس، مهم‌تر است.

گلشیری خاطرنشان کرد: نویسندگان شهرستانی به دلیل اینکه فکر می‌کنند امکانات و تریبون و ... ندارند از هر چیزی برای نمایش خودشان استفاده می‌کنند و حاصل آن ادبیات داستانی‌ای می‌شود که فاقد هرگونه تنوع است.

وی ادامه داد: گلشیری در سخنرانی معروف «جوان‌مرگی در نثر معاصر فارسی» می‌گوید مقصودم از جوان‌مرگی، مرگ قبل از چهل‌سالگی است. یعنی ممکن است شاعر و نویسنده زنده باشد اما از خلق و ابداع در آن خبری نباشد و این یعنی جوان‌مرگی که امروز آثار داستانی ما به آن دچار است.

این مدرس دانشگاه تصریح کرد: زمانی نویسنده می‌توانست از راه نوشتن زندگی کند اما امروز نمی‌تواند. ما به لحاظ تحلیل، تفسیر و نقد بسیار عقب هستیم. از خودمان بپرسیم چرا هنوز نتوانسته‌ایم بعد این‌همه سال یک منتقد پرورش دهیم؟ دلیل این امر مطالعه کم است. مطالعه کم باعث می‌شود زبان ما و شیوه توصیف و پرداخت ما شبیه هم باشد. بنابراین چیزی تولید نمی‌شود و اگر هم بشود نقد نمی‌شود و عده‌ای هم دلیل این نقد نشدن را توطئه سکوت تلقی می‌کنند.

معیارهای نامشخص و بحث‌های بیهوده

سلمان باهنر، دیگر نویسنده حاضر در این نشست نیز با اشاره به اینکه نباید به مقوله داستان‌نویسی و نوشتن با نگاه جنسیتی نگاه کرد گفت: با داستان‌نویسی جنوب، اصفهان، مشهد و... موافق نیستم دلیل آن‌ هم این است که پژوهشی عمیق روی آن صورت نگرفته و تفکیکی بین آن‌ها از لحاظ داستان‌نویسی رخ  نداده است. 

وی تصریح کرد: در این امر که ادبیات داستانی ما وضعیت خوبی دارد یا نه باید تجدیدنظر شود چراکه هنوز معیار درستی برای سنجش آن وجود ندارد و چون بسیاری از این معیارها نامشخص است،بحث‌هایی که دراین‌باره می‌شود نیز بحثی بیهوده خواهد بود.

باهنر، «داستان‌نویسی یاد دادنی نیست» را دروغ بزرگی دانست که غرب با فراموشی آن و برپایی کارگاه‌های داستان‌نویسی توانست تحول ایجاد کند و ادامه داد: هنر چیزی نیست که تعریف داشته باشد. ما می‌توانیم فهمی از هنرمند و اثر هنری داشته باشیم اما از هنر نه، چون فردیتی داریم که در برخورد با جهان، درک ما را به سمت خلق یک اثر هنری سوق می‌دهد. این اتفاق، رخداد نابی است که اگر در کنار یادگرفتن فنون باشد منجر به تولید یک اثر هنری ارزشمند می‌شود.

این نویسنده خاطرنشان کرد: سختی کار داستان‌نویس این است که باید معادله‌ای سه مجهولی را حل کند؛ هم خودش باشد، هم فرزند زمانه‌اش باشد و هم خیلی سالم وارد قواعد بازی شود به این معنی که خوب دیده و شنیده شود.


انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: