• دوشنبه ۲۴ تیر ماه، ۱۳۹۸ - ۱۵:۵۵
  • دسته بندی : فرهنگی و هنری
  • کد خبر : 984-10194-5
  • خبرنگار : ----
  • منبع خبر : ----

خطر جدیِ تلخ نویسی

هلن اولیایی نیا، مترجم و داور ادبی جایزه مهرگان گفت: مضامینی چون ناامیدی، تنهایی، سرخوردگی و... به‌قدری در آثار نویسندگان ایرانی زیاد است که من اعلام‌خطر کرده و از جامعه شناسان خواهش می‌کنم دلیل وسعت پرداختن به این مضامین تلخ را بررسی کنند.

به گزارش خبرنگار ایسنا-منطقه اصفهان، هلن اولیایی نیا در اولین نشست استانی مدیر جایزه ادبی مهرگان در شهر کتاب اصفهان گفت: امکانات و مناسبت‌های فرهنگی در اصفهان خیلی محدود است. زاون قوکاسیان، با برگزاری جشنواره‌های مختلف داخلی و بین‌المللی و... مدتی به اصفهان زندگی داد و او تنها کسی است که بی‌ادعا عاشق اصفهان بود.

داور جایزه مهرگان ادامه داد: این جایزه دارای ویژگی‌های مثبت فراوانی است اما استقلال، مهم‌ترین ویژگی آن است. داوران این جایزه از مهرماه سال گذشته نقد و بررسی کتاب‌ها را شروع کرده‌اند و هنوز هم مطالعه آثار و بررسی آن ادامه دارد. بنده به‌عنوان یکی از داوران مهرگان هیچ اثری را نیمه نخوانده و قضاوت نکرده‌ام بلکه تا صفحه آخر هر اثر را خوانده‌ام چون بعضی از کتاب‌ها در سه‌چهارم کار خوب پیش می‌روند اما در پایان انسجام خود را از دست می‌دهند. 

اولیایی نیا تأکید کرد: کسی که نقد می‌کند باید از هرگونه وابستگی حزبی، ایدئولوژیک و عقیدتی آزاد باشد، زیرا به قول متیو آرنولد، آنچه بزرگ‌ترین لطمه را به ادبیات می‌زند، این است که ناقد به اینجا یا آنجا وصل باشد. در این صورت اندیشه‌ها محدود خواهد شد و دیگر کسی آزادی اندیشیدن نخواهد داشت. 

این نویسنده و مترجم گفت: ما در کشوری زندگی می‌کنیم که تحمل‌پذیری افراد خیلی محدود است و افراد به دلیل اختلاف عقیده همدیگر را رد می‌کنند. ناقد باید ازاین‌گونه مسائل به دور باشد و هر چیزی را واقعاً بر اساس ارزش‌های ادبی آن بررسی کند. اولین چیزی که برای من در بررسی کتاب‌ها مهم است زبان نویسنده و اشراف آن بر این مهم است.

وی افزود: فرمالیست‌ها اثر ادبی را به‌مثابه یک درخت می‌دانند که تمامی اجزا و شاخ و برگ‌هایش از ریشه تغذیه می‌شود و باید با هم هماهنگی و وحدت داشته باشد. تمامی اجزای داستان نیز باید در خدمت کل معنا باشد نه اینکه شخصیت‌های مختلف را در یک رمان بریزیم و ندانیم نویسنده بااین‌همه شخصیت می‌خواسته چه بگوید. نویسنده ما گاهی فراموش می‌کند این همه روایتی که برای خواننده انتظار ایجاد کرده باید به یکجا ختم شود و در بسیاری از کتاب‌های ارسال‌شده به جایزه مهرگان شاهد این مشکل بودیم.

اولیایی نیا تصریح کرد: امروزه خواندن کتاب 400 تا 500 صفحه‌ای در حوصله مخاطب مدرن نمی‌گنجد. اگر زمانی جویس و دیگران یک کتاب هزار یا دو هزار صفحه‌ای می‌نوشتند به این دلیل بود که به تعداد صفحات کتاب پول دریافت می‌کردند بااین‌حال برای مثال در کتاب 900 صفحه‌ای چارلز دیکنز هیچ جا شاهد افت داستان نیستیم و همه‌چیز به هم ربط دارد.

این مترجم و نویسنده با انتقاد از پایان‌بندی‌های نامناسب اظهار کرد: ما پایان باز داریم ولی پایان باز هدفمند است. یکی از آسیب‌های دیگر این است که نویسندگان نظرات ایدئولوژیک خود را در داستان بیان می‌کنند و می‌خواهند همه حرف‌هایی که بقیه جاها نتوانسته‌اند بزنند در داستان بیاورند. این تک‌گویی‌های ملال‌آور، حوصله مخاطب را سر می‌برد و در خیلی از موارد ارتباطی هم به داستان ندارد. 

وی افزود: نمی‌توانم متوجه بشوم که چه نیازی دارد ما در هر فصلی زیر فصل بگذاریم؟ داستان باید خودش منسجم باشد و مخاطب را به خود جذب کند و ساختارش نشان بدهد که همه‌چیز آن سیر طبیعی‌اش را دارد. نویسنده قرار نیست به زور عنوان به خواننده بفهماند که در رابطه با آن موضوع حرف می‌زند.

مترجم «تراژدی چیست؟» تأکید کرد: به کار بردن رئالیسم جادویی، شیوه‌های مارکزی و... به این خاطر بوده که نویسنده می‌خواسته یک کار جدید انجام بدهد و حالا تقلید از این شیوه‌ها به این دلیل که در بورس است کار درستی نیست.

این مدرس دانشگاه گفت: وفور استفاده از مضمون مرگ در کتاب‌ها بدن مخاطب را می‌لرزاند و مضامینی مثل ناامیدی، تنهایی و سرخوردگی اجتماعی به حدی زیاد و سیاه است که من اعلام‌خطر کرده و از جامعه شناسان می‌خواهم دراین‌باره بررسی‌های بیشتری انجام بدهند.

وی با انتقاد از عملکرد برخی از ناشران اظهار کرد: سالیان متمادی‌ای است که آثار نویسندگانی چون شکسپیر، چارلز دیکنز و... نقد می‌شوند و هرسال هزاران مقاله و کتاب در مورد آن‌ها چاپ می‌شود، اما در کشور ما اگر نویسنده‌ای بخواهد آثار نویسنده و یا شاعری را نقد و چاپ بکند با پاسخ منفی ناشران مواجه می‌شود و استدلالشان هم این است که نویسنده یا شاعری که آثارش یک‌بار به بوته نقد گذاشته‌شده، دیگر نیازی به نقدهای دیگر ندارد.

اولیایی نیا خاطرنشان کرد: من نقدی بر سه رمان معروف احمد محمود نوشته بودم و ناشران با همین استدلال از چاپ آن سرباز زدند. متأسفانه اغلب ناشران ما بی‌سواد هستند و بر این باورند که اگر آثار نویسنده‌ای نقد شود ممکن است دستگاه‌های نظارتی روی آن حساس شوند و دیگر به نویسنده آن اجازه چاپ اثر ندهند.

انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: